تغيير رنگ
  • Default color
  • Brown color
  • Green color
  • Blue color
  • Red color
تغيير طرح بندي
  • leftlayout
  • rightlayout
تنظيم اندازه متون
  • Increase font size
  • Default font size
  • Decrease font size
سفارشي سازي صفحه
صفحه اصلی مقالات مرتبط مدیریت فرهنگ و جو سازمانی فرهنگ سازماني؛ چه کسي متولي است؟

مقالات

يکي از اصلي ترين دغدغه هاي دائمي مديران، شيوه هماهنگ سازي همه فعاليتهاي سازمان براي وصول به يک برونداد و پيامد مشترک در جهت اثربخشي سازمان است. بنگاههاي پيشتاز و اثربخش، قادرند همزمان با توسعه بازار و محصول، تعداد بيشتري از کارکنان، با تخصص هاي متنوع و طبيعتا با مختصات فکري و شخصيتي متفاوت را به کار گيرند. هر چه ميزان اين تنوع افزايش يابد، به صورت طبيعي هماهنگ سازي اين عناصر نيز پيچيده تر و سخت تر خواهد بود. تمام تکنيک ها و نظريه هايي که با محوريت «مديريت سازمانهاي پيچيده» ارائه مي شوند براي فائق آمدن بر اين امر خطير و سخت بوده است. از سوي ديگر قسمت اعظم تلاشهاي نظريه پردازان و انديشمندان عرصه مديريت و مشاوره پيرامون مباحث تحول و تغيير نيز، براي پاسخگويي به اين پرسش اساسي شکل گرفته اند:


چگونه مي توان همزمان با تغيير و تحول فضاي کاري و توسعه محصول و بازار، هماهنگي بين عناصر و ابعاد متنوع و در حال رشد سازمان را تضمين کرد؟
قسمتي از پاسخ به اين پرسش در فضاي وبري و با استفاده از تکنيک هاي بوروکراتيک و ساختاري قابل وصول است. اما مديران به خوبي واقفند که اين ابعاد تنها تامين کننده «هويت جسماني،مکانيکال و عيني» هماهنگي در يک سازمان هستند. اين کالبد و بدنه اگر داراي روح و قلب متناسب و مقتضي نباشد، علاوه بر اينکه کارآمد نخواهد بود، مي تواند سرباري گران و ثقيل بر دوش کارايي و اثربخشي سازمان باشد.
سازمان به عنوان يک سامانه اجتماعي، همچون همه سامانه هاي ديگر مي بايست داراي مشخصه توازن (Equilibrium) باشد. اين توازن مي بايست در هر لحظه، متناسب با سطح توسعه يافتگي سازمان در همان لحظه شکل گيرد، از اين رو توازن مورد نظر ايستا نبوده و سازمان مي بايست داراي يک توازن پويا باشد.
از سوي ديگر، توازن سامانه اجتماعي مي بايست همزمان با حفظ هويت يگانه سازمان در طول زمان حفظ شود. به عبارت ديگر، اگرچه سازمان مي بايست به صورت مداوم تغيير را تجربه کند و تن به «شدن» در طول زمان دهد، ولي همزمان با آن مي بايست يک نفر متولي حفظ هويت سازمان باشد. به عبارت ديگر ماموريت و ارزشهاي پايه‌اي سازمان همواره مي بايست مورد محافظت باشند، تا سازمان از مسير هويت يکپارچه و منحصر به فرد خود منحرف نشود.
حال سوال اينجا است که آيا واقعا اين مسئوليت خطير متوجه يک نفر در سازمان است؟ حفظ هويت، يکپارچگي، هماهنگي و ايجاد نسبتهاي بر هم افزا، آن هم به صورت پويا آيا يک وظيفه و کارکرد مقطعي و يگانه است و يا امري فراگير و مربوط به همه عناصر و واحدهاي موجود درسازمان؟
اگر اين گونه است، چگونه مي توان از انجام درست اين وظايف در سازمان اطمينان يافت؟ چگونه مي‌توان آن را کنترل کرد؟ نظارت چگونه انجام مي گيرد و بر عهده چه کسي است؟
تمامي دغدغه ها و سوالات يادشده، جزو مباحثي هستند که تحت عنوان «فرهنگ سازماني» و «توسعه سازماني» از حدود دهه پنجاه ميلادي در جهان مورد امعان نظر و توجه زياد قرار گرفته است. نظرياتي که انديشمنداني همچون آقاي ادگار شاين و يا ديدگاههايي از نوع ديدگاه استعاره‌هاي سازماني توسط آقاي گرث مرگان، ارائه کرده اند، تلاشهائي هستند که در کنار ديدگاههاي دموکراسي صنعتي و نهضتهاي روابط انساني به منظور پاسخگويي به اين سوالات ريشه اي بوده اند.
نقطه اشتراک تمامي اين نظريات، توجه به اين واقعت انکارناپذير است که بنيانگذاران سازمانها از طريق نمادها، داستانها، اسطوره ها، شعائر، مراسم و... مي توانند يک هويت يکپارچه سازماني ايجاد کنند که در پناه آن، سازمان قادر خواهد بود يک شخصيت يگانه و ممتاز را ارائه کند. در کنار اين کارکرد فرهنگ، کارکرد روان سازي و تسريع در ارتباطات سازماني و کاري از ديگر موارد کارايي فرهنگ سازماني است.
همان طور که ملاحظه مي کنيد شکل دهي به فرهنگ سازماني در حقيقت شکل دهي به يک سرمايه اجتماعي است که در درون سازمان داراي کارکرد هماهنگ ساز و متوازن کننده و در بيرون، تامين‌کننده و به رخ کشنده مزيت رقابتي و منحصر به فرد سازمان است.
کارکردهاي يادشده تنها زماني محقق مي شوند که بنيانگذاران و رهبران سازمان قادر باشند ارزشها و باورهاي پايه اي را در سازمان همه گير کرده و يا به عبارت ديگر وجود عاطفي و تمايلات قلبي خويش را در وجود همه همکاران تکثير کنند. اين وظيفه خطير، همواره جز اصلي ترين وظايف رهبران سازمانها است. نکته اساسي و قابل توجه اين است که مديران ارشد سازمانها عموما خود را متولي هر سامانه و يا موضوعي در سازمان مي دانند به غير از فرهنگ سازماني. فرهنگ سازماني عموما داراي متولي نيست، چرا که مديران ارشد سازمانها اغلب نسبت به اهميت اين موضوع و نقش‌‌‌شان در شکل دهي و مراقبت از آن آگاهي لازم را ندارند. از ديگر سو به علت عدم توجه به اين عنصر و بعد حياتي، درحرفه مشاوره مديريت نيز شاهد توانمندي بالايي در اين زمينه نبوده ايم. نبود تجربه هاي موفق و بارز در زمينه هاي «توسعه سازماني» و همچنين نبود اين تجربه ها در زمينه تيم سازي و شکل‌دهي به تيم هاي کارآمد، از تجليات بارز اين نقيصه اساسي هستند.
به نظر مي رسد که زمان آن فرارسيده است که مديران ارشد سازمانهاي مختلف، به اصلي ترين نقش خود که همانا رهبري فرهنگ سازماني است واقف شده و همزمان سازمانهايي همچون سازمان مديريت صنعتي که در جبهه نخست حرفه مشاوره حضور دارند نيز خود را براي ارائه خدمات مشاوره در اين حوزه آماده نمايند.

هرکسي را اصطلاحي داده ايم
هرکسي را سيرتي بنهاده ايم
هنديان را اصطلاح هند مدح
سنديان را اصطلاح سندمدح
تو ز سرمستان قلاووزي مجو
جامه چاکان را چه فرمائي رفو؟
«مولانا»

ارسال کننده
آراء
1
ویژه
خیر
رتبه دهی به مقاله
1 رای
مورد علاقه:
0

سبد خرید شما


سبد خریدتان در حال حاضر خالی می‌باشد.

دسته بندی مقالات

آمار مقاله ها

3646 مقاله و 369 مجموعه

  • 1.jpg
  • 2.jpg
  • 3.jpg
  • 4.jpg
  • 5.jpg
  • 6.jpg
  • 7.jpg
  • 8.jpg
  • 9.jpg
  • 10.jpg
  • 11.jpg
  • 12.jpg
  • 13.jpg
  • 14.jpg
  • 15.jpg
  • 16.jpg
  • 17.jpg
  • 18.jpg
  • 19.jpg
  • 20.jpg
  • 21.jpg
  • 22.jpg
  • 23.jpg
  • 24.jpg
  • 25.jpg
  • 26.jpg

تماس با ما

تهران: فلکه دوم صادقیه، برج گلدیس، طبقه هفتم، واحد 721
تلفن: 47626486-021

تبریز: تقاطع خیابان منصور و بهادری، ساختمان سیمرغ، طبقه پنجم، شرکت تسهیل گستر
تلفن: 04135251447
فاکس: 04135251448

عضويت در خبرنامه

با عضویت در خبرنامه، آخرین اخبار کسب یار و کسب و کار را در ایمیلتان دریافت کنید.
کسب یار
مباحث عمومی کسب و کار


دریافت بصورت HTML؟

آخرین نسخه کسب یار

کسب یار خریداری شده خود را به آخرین نسخه ارتقا دهید.


کسب یار 4.1.0 نسخه نهایی
آخرین تاریخ بروزرسانی:
//